محمد علی مهتدی
امارات متحده عربی در جریان جنگ ۴۰روزه از جمله میزبانان و حامیان آمریکا بود که حتی در روزپس از آتش بس نیز تحرکاتی علیه کشورمان داشت ، هر بار هم که موضوع سه جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در بیانیه ای مشترک با دولت امارات مطرح می شود، جنجالی به راه می افتد و بحث هایی حقوقی پیرامون مالکیت این سه جزیره و ادعای امارات انجام می شود.
نقطه کانونی همه این بحث ها نیز این است که دولت امارات از نظر حقوقی عنوان این موضوع را «سرزمین متنازع علیها» (disputed territories) می داند و خواستار مذاکره در باره آن یا مراجعه به دادگاه بین المللی است، در حالیکه ایران چنین عنوانی را قبول ندارد و این سه جزیره را بخش جدایی ناپذیراز سرزمین ملی خود می داند که نمی توان در باره آن مذاکره کرد. برای اثبات حقانیت ایران، تحقیقات حقوقی مفصلی صورت گرفته که این یادداشت اجازه ورود به آنها را نمی دهد اما خلاصه و عناوین ادله قابل استناد در آنها چنین است:
۱-اسناد و نقشه های تاریخی نشان می دهد که این سه جزیره پیوسته در بستر تاریخ، بخشی از حاکمیت ملی ایران بوده است که در برهه ای توسط پرتغالی ها و سپس انگلیسی ها اشغال شده و پس از خروج نیروهای اشغالگر انگلیسی از خلیج فارس در ۱۹۷۱، ارتش ایران این سه جزیره را بازپس گرفته و به سرزمین اصلی ملحق کرده است.
۲-این اقدام در تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ انجام شده که در آن تاریخ، دولتی به نام «دولت امارات متحده» وجود نداشت و این دولت سه روز بعد در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ تشکیل شده و ۱۰ روز بعد در ۹ دسامبر ۱۹۷۱ به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد و لذا از نظر حقوقی حق هیچ ادعایی را ندارد. ادعای اینکه حق
شیخ نشین رأس الخیمه به این دولت نوپا انتقال یافته نیزهیچ وجهه حقوقی ندارد، بویژه که این شیخ نشین دو ماه بعد در تاریخ ۱۰ فوریه ۱۹۷۲ به امارات پیوست.
۳-در طول ۸۰ سالی که این جزیره ها در اشغال نیروهای انگلیسی بودند، دولت ایران مرتبا خواستار بازپس گرفتن این اراضی شد که با مخالفت نیروی اشغالگر روبرو گشت و آنها پرچم ایران را بارها از این جزیره ها پائین کشیدند.
۴-حضور سکنه بومی از جمله دلایل اثبات مالکیت است. در دوجزیره تنب بزرگ و کوچک هیچ سکنه وابسته به رأس الخیمه وجود نداشته و تنها دزدان دریایی پس از غارت کشتی ها برای تقسیم غنائم به تنب بزرگ می رفتند. در مورد وضعیت حضور تعدادی از افراد وابسته به شیخ نشین شارقه (شارجه) در جنوب ابوموسی نیز یادداشت تفاهمی بین ایران و شارقه امضا شده است.
۵-قواسم یا افراد خاندان قاسمی در بندر لنگه و در دو شیخ نشین رأس الخیمه و شارقه، کارگزاران ایران بوده اند و مالیات خود را به پایتخت ایران می فرستادند. اضافه کنیم که قاسمی ها هرگز ریشه ایرانی خود را فراموش نکرده اند.
در ۱۹۷۱ به هنگام ورود نیروهای ایرانی به ابوموسی، شیخ «صقر» برادر شیخ «خالد بن محمد القاسمی» حاکم شارقه، از نیروهای ایرانی در کشتی آرتمیس استقبال کرد. اکنون نیز شیخ دکتر «سلطان بن محمد القاسمی» حاکم شارقه، شخصیتی اندیشمند و فرهنگی و از دوستداران ایران و مکتب اهل بیت علیهم السلام است. در امارت دبی نیز خاندان آل مکتوم پیوسته روابط بسیار خوبی با ایران داشته و دارند.
بنا بر این، اگر مشکلی باشد با خاندان آل نهیان در امارت ابوظبی است که ریاست دولت امارات را برعهده دارد. در این مورد به چند نکته مهم اشاره می شود.
نخست آنکه برانگیختن موضوع سه جزیره ایرانی پیوسته توسط طرف های غیر اماراتی با اهداف خاص خود بوده که ربطی به منافع دولت امارات نداشته است. روزی که نیروهای ایرانی این سه جزیره را پس گرفتند، عده ای از ملی گرایان عرب شامل ناصریست ها و بعثی ها در بیروت، بدون توجه به مسائل تاریخی و حقوقی و صرفا به دلیل آنکه یک طرف قضیه کشوری عربی بود، علیه ایران دست به تظاهرات زدند. گنجاندن موضوع سه جزیره نیز در بیانیه ها و اعلامیه های اتحادیه عرب و بعدا در اعلامیه های شورای همکاریخلیج فارس همیشه از سوی مصر یا عربستان سعودی انجام می شد.
مصری ها که در آن سال ها در موضوع امنیت خلیج فارس برای خود نقشی قائل بودند، مایل نبودند پرونده سه جزیره بسته و مختومه شود. مرحوم شیخ «زاید بن سلطان آل نهیان» حاکم ابوظبی و نخستین رئیس دولت امارات، انسان سلیم النفسی بود که با تلاش شخصی و رنج بسیار از سربازی به سرداری رسیده بود.
مادرش مرحومه شیخه «سلامه بنت بطی القبیسی» از کودکی او را با قرآن کریم و مسائل دینی آشنا کرده بود. شیخ زاید هیچ علاقه ای به درگیری با ایران نداشت. نگارنده این سطور به یاد می آورد که شیخ زاید بارها بطور خصوصی به تهران پیغام می فرستاد که درج موضوع سه جزیره در فلان اعلامیه مشترک به درخواست او نبوده، بلکه این شاهزاده «سعود الفیصل» وزیر امور خارجه سعودی است که بدون اجازه وی موضوع را در اعلامیه گنجانده است و او یارای مقاومت در برابر عربستان سعودی که خود را «برادر بزرگتر» می خواند، ندارد!
در این مورد شواهد دیگری نیز وجود دارد. از جمله در یادداشت های امیراسدالله علم، وزیر دربار پهلوی دوم، در یادداشت ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۲ می خوانیم: «عربستان نفوذی در
شیخ نشین ها ندارد و لذا به حاکم رأس الخیمه پول می دهد تا علیه ایران و حتی علیه شیخ زاید، حاکم ابوظبی حرف بزند و گرنه با هیچ کدام از شیخ نشین ها رابطه معنوی نزدیک که قابل استفاده باشد، ندارد.»
از این گذشته، در همان سال ها یک دوست اماراتی که به خاندان آل نهیان در ابوظبی نزدیک بود، به نگارنده اطلاع داد که شیخه «فاطمه» همسر شیخ زاید، به فرزندان شیخ زاید هشدار داده و از آنها خواسته است هرگز با ایران از در مخالفت وارد نشوند. بین هشت همسر شیخ زاید، دو بانو به نام فاطمه هستند؛ یکی شیخه «فاطمه بنت مبارک الکتبی» مادر شیخ محمد بن زاید، رئیس کنونی امارات و دیگری شیخه «فاطمه بنت عبید المهیری» که در دسامبر ۲۰۱۴ وفات یافت و معلوم نشد کدام یک از این دو، آن درخواست را از فرزندان شیخ زاید کرده است.
نکته دوم این است که در شرایط کنونی، آمریکا و رژیم صهیونیستی مجامع حقوقی بین المللی را تضعیف و سیاسی کرده اند. لذا به فرض محال اگر موضوع سه جزیره به این مجامع کشیده شود هیچ تضمینی وجود ندارد که با وجود دلایل و اسناد اثباتی محکم در حقانیت ایران، به نفع ایران رأی دهند. باز به فرض محال، در شرایط کنونی که دولت امارات با ورود به پروژه «پیمان ابراهیم» و همکاری های گسترده با رژیم صهیونیستی، این سه جزیره را در اختیار داشته باشد، آنها را به پایگاه های نظامی و امنیتی صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد کرد. بنا بر این، محال است ایران دراین مورد از موضع درست و حق خود کوتاه بیاید.
نتیجه این که هرگاه موضوع سه جزیره ایرانی بدون هیچ زمینه ای مطرح می شود، یک دست خارجی در میان است تا از آن به عنوان یک دستاویز و بهانه برای اقدام علیه جمهوری اسلامی استفاده کند .
شما چه نظری دارید؟